تبلیغات
Just fanfiction - WRONG LOVE 1

Just fanfiction

Woonkyu couple & Fanfics


کیوهیون به شیوون نگاه کرد شیوون بازم دیوونه شده بود

ک:بسه شیوون اون فقط یه دوسته یه دوست مثل دونگه و ایون و ریووک پس دلیلی نداره انقدر روش حساس باشی......کلافه گفت این جمله رو همیشه به شیوون میگفت ولی اون بازهم دیوونه بازی در میاورد

ش:ههه دوست اصلا من نمیخوام حتی دوستت باشه..ازش بدم میاد.....با داد گفت

کیو دستشو از دست شیوون  به زور کشید بیرون مچ اش به خاطر فشار دست شیوون قرمز شده بود


ک:با من ح نمیزنی فهمیدی؟وحشی...کیوهیون بغض داشت به سرعت از شیوون دور شدو از مدرسه خارج شد اون با رفتارش کیوهیون رو آزار میداد

کلیدو تو در چرخوندو وارد خونه شد کوتاه به مادرش سلام کردمو از پله رفت بالا در اتاق و هل داد و بازش کرد مثل همیشه بهم ریخته بود لباساشو رو زمین پرت کردو رو تخت افتاد

خانوم چویی:شیوون شیوون جان...خانم چویی با نگرانی پسرش رو صدا  زد

ش:چیه مامان؟....شیوون مثل همیشه بعد بحث با کیوهیون اعصاب هیچکسو نداشت حتی مادرش رو تخت قلت خورد و یکم سرش و بالا گرفت تا صدای مادرش رو بشنوه

خانوم چوی:بیا یه چیز بخور پسرم...خانوم چویی جلو راه پله موندو با صدای بلندی فریاد زد

شیوون از رو تخت بلند شد:چیزی نمیخورم فقط میخوام بخوابم...داد زدو درو محکم بست

خانوم چویی به اشپزخونه برگشت اون از رفتار شیوون مطعن شده بود که بازم با کیوهیون دعوا کرده

از نظر اون پسرش خیلی عصبی و زودجوش بود و کیوهیون کار بزرگی میکرد که اونو به عنوان صمیمی ترین دوست تحمل میکرد

اما خانوم چویی چه میدونست که عمق رابطه اونا از یه دوستی خیلی فراتره

کیوهیون به ساعت گوشیش نگاه کردو اونو رو میز کنار تختش گذاشت رفتار شیوون هر روز بدتر از روز قبل میشد هرروز بیشتر به کیو گیر میداد حتی اون اجازه نمیداد که کیو با یکی از بچه ها برای دو دقیقه به بوفه مدرسه بره شیوون فک میکرد حتما تو اون دو دقیقه اتفاقیاتی میوفته که باعث میشه کیو اون پسرو بیشتر از شیوون دوست داشته باشه و از نظر کیو این واقعا توهم بود

تو کل دبیرستان  و بین همکلاسی های کلاس 4 شیوون به مغرور بودن مشهور بود همه اون رو پسری خودخواه و عصبی میشناختن و کسی باهاش ارتباط برقرار نمیکرد جز ایون و دونگه که از راهنمایی باهام همکلاسی بودن و فقط اونا میدونستن که شیوون بیشتر به یه بچه شباهت داره و اون ابهتی که همه فکرشو میکردن در شیوون وجود نداره

برعکس شیوون کل کلاس کیوهیون و دوست داشتن و این درد اصلیه شیوون بود چیزی که شیوون رو خیلی ازار میداد اول اون پسر جونگهیون و بعد کل پسرای سئول بودن چون شیوون رو هرکس که به کیو نگاه میکرد یا باهاش کوچکترین ارتباطی برقرار میکرد عصبی میشد

همین رفتار بود که کیوهیون رو به جنون کشیده بود

شیوون انقدر حرص خورده بود که خوابش برده بود و حالا با ویبره گوشیش از خواب بیدار شده بود به سرعت گوشیشو برداشت

شِیوون:حتما کیوهیونه اس داده .... شیوون با خودش بلند بلند گفت اما بعد از باز کردن پیغام قلبش عجیب درد گرفت

اون پیام فقط یه پیام تبلیغاتیه مربوط به تخفیف 15% یک فروشگاه لباس بود شیوون گوشی رو رو میز بغل تختش کوبید

ش:لعنتی همیشه عصبی میشم بدونه اینکه به بعدش فکر کنم...شیون از رو تختش بلند شد و تو اتاقش تند تند قدم میزد و با خودش زمزمه میکرد و هرز گاهی تو سرش میزدو به خودش فحش میداد

به سمت گوشیش رفت و برشداشتش شماره کیوهیون و گرفت و منتظر موند تا کیوتلفن رو برداره مثل همیشه اخرش خودش تسلیم شده بود............

     
شیوون کتابشو تو کیفش گذاشت دیروز کیوهیون به تلفنش جواب داده بودو باهاش ح زده بود ولی از رفتار سردش شیوون متوجه شده بود که هنوز هم ناراحته واسه همین شیوون نگران بود که امروز  تو مدرسه کیوهیون جلو بقیه باهاش رفتار سردی داشته باشه اون اصلا دوست نداشت جونگهیون حتی یک درصد به این پی ببره که اونا باهم قهرن

شیوون کوله اشو پشتش انداخت وبعد از زدن ادکلن از خونه خارج شد

کیو تو حیاط مدرسه نشست و هنزفریش و تو گوشش گذاشت بادیدن شیوون حرکتی از خودش نشون نداد

شیوون درست حدس زده بود دیروز گند زده بود به سمت کیوهیون رفت و جلوش واستاد

ش:سلام خوبی؟؟...شیوون سعی کرد صداش نلرزه

ک:اوم...کیو به نقطه نامعلومی زل زد

ش:تمرینارو حل کردی؟... شیوون برای اینکه یکم بحث برای حرف زدن داشته باشه پرسید

ک:با من راجبه درس حرف نزن......کیو کلافه گفت

ش:اوه ببخش....حرف شیوون با فریاد جونگهیون نصفه موند

جونگهیون:سلااام......هیون رو به شیوون و کیو گفت

ک:سلاممم هیونگ....کیو یکم لبخند زد

شیوون احساس کرد داره از عصبانیت اتیش میگیره چون وقتی اون اومده بود کیو حتی نگاه هم بهش نکرده بود

ش:من میرم کلاس..شیوون جدی گفت و از اونا دور شد حتی به کیو که صداش کرد توجه نکرد بازم کیو به اون لعنتی توجه کرده بود

اگه با فونت هم مشکل دارید بگید درستش کنم


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :