تبلیغات
Just fanfiction - مجازات 3

Just fanfiction

Woonkyu couple & Fanfics






پارت سوم

یه چند روزی از رفتن به بار میگذشت و همه چیز عادی بود ییسونگ بهمون فشار نمیاورد ولی تاکیید داشت تا زدتر این روند تکراری روتغییر بدیم و به یه چیزی برسیم.

اونروز هم مثل روزای قبل باید به بار میرفتیم یه شلوار آبی روشن و یه کانواابی و کاپشن آبی روشن هم رنگ شلوارم پوشیدم از خونه خارج شدم و سوار ماشین چانگمین شدم

چانگمین بشکنی زد و ماشین و حرکت داد

چ:عروسی میریم

ک:اوف کدوم خری با لباس اسپرت میره عروسی که من بخوام دوومیش باشم

چ:بوس ناراحت نشو کیوفیونی من

ک:باز لوس شد

چ:کیوفیونی بگو که وقتی لوس میشم خوشگلتر از همیشه میشم انقدر مغرور نباش کیو...

ک:هیون...کیو حرفای مزخرف چانگمین و قطع کرد وبا لحن جدی و بلندی که بیشتر شباهت به یه فریاد بود گفت.

چانگمین دیگه ادامه نداد سعی کرد درک کنه که کیو سطع جنبه و شعوناتش کمه اما نتونست اروم بگیره و محض ورود به بار و نشستن روی میز همیشه گیشون بازم شروع کرد به حرف زدن

چ:سعی کن رو سطح شعونات و جنبه ات بیشتر کار کنی

ک:میشه شعونات و برام توضیح بدی؟

چ:نگو که نمیدونی یعنی چی

ک:نه...کیو سرشو کج گرفت بالا و با چشمای ریز شده ای به چانگمین نگاه کرد

چ:بگذریم شیوون هنوز نیومده..

کیو دیگه چیزی نگفت و چانگمین از این بحث که بحث و عوض کرده بود خوشحال بود و به خودش قول داد که دیگه از این کلمات سطح بالااستفاده نکنه

بعد از گذشت چند دقیقه از سکوت بین کیو و چانگمین در بار باز و شیوون بایه تیپ اسپرت که شامل شلوار سفید بلوز سبز میشد وارد شد

چ:تو این هوای به این سردی کاپشنش دستشه

ک:خاله زنک...کیو عصبی رو به چانگمین گفت

چانگمین چشاش چهارتا شد چون هرگز کیو عادت به استفاده از این جور الفاظ(درسته؟)رو نداشت ریووک بعد از اینکه کاراش سبک تر شد به سمت هم دانشگاهیاش اومد و کنارشون نشست

چانگمین همیشه از اینکه ریووک انقدر دوست جون جونیش یعنی کیوهیون و دوست داشت از ریووک بیزار بود و هیچوقت خوشش نمیومد اون جمع دو نفرشونو بهم بریزه

ر:سلام بچه هاااا

ک:سلام...زمزمه وار گفت

ر:کیوهیون انقدر سرد نباش بخند خندتو ببینیم

چ:من نمیخوام بببینم جمع نبند چون خندش وحشتناکه

کیو که حوصله ادامه این بحثارو نداشت سعی کرد بحث و به سمتی بکشه که الان نیازه راجبش بحث بشه

ک:ریووک اونا کین هر روز میان اونجا؟

ر:کدوما؟

کیو سعی کرد با چشاش به ریووک نشون بده که منظورش کیان

ر:آهان منظورت چوی شیوون و لی دونگه است

ک:چرا هرروز میا اینجا

ر:خوب اوناهم مثل شما دوتا دوست صمیمین که فوقوالعاده آدمای خوشگذرونین شیوون یه وکیله وضعش خیلی خوبه نمیشه گفت ثروتمند ولی میشه گفت به اندازه خودش خیلی پول داره یه مادر داره و پدرش مرده دونگه هم یه پسر از یه خونواده معمولیه مادرش پرستاره باباشم یه مغازه عینک فروشی داره و خودشم باشیوون کار میکنه یه خواهر کوچیکتر از خودش داره واقعا پسر مهربون و مودبیه که خیلی ازش خوشم میاد

چ:بریم خواستگاریش برات؟

ریووک یه چشم غره به چانگمین زد

چ:واقعا آنتنی..الان به این نتیجه رسیدم که مغزت واقعا یکی از عجایب هفتگانه دنیاست که میتونه این همه اطلاعات و تو خودش جا بده

ک:چطوری این همه چیز ازشون میدونی؟...کیو خیلی اروم همونطور که نگاش روی اون میز بود گفت

ر:خوب یکی از بچه های بار با دونگه دوسته و دونگه بهش سپرده که برای شیوون یه راننده پیدا کنن دوستمونم که میدونه من خیلیارو میشناسم از من خواست تا یکی رو پیدا کنم منم کنجکاو شدم و راجبشون از دوستم پرسیدم

چ:دیدی اوناهم به تواناییت پی بردن...چانگمین محکم کوبید به میز طوری که انگار یه چیز بزرگ رو کشف کرده

کیو یه نگاه بید به چانگمین کرد

ک:گیر آوردی؟

ر:چی؟

ک:راننده

ر:اهان هنوز نه ولی چند نفرو سراغ دارم

ک:خوب بیخیال اون چند نفربشو من دنبال کار میگردم خودت که میدونی از دانشگاه به  بعد دنبال کار میگشتم

ر:وانقدر مغروری که نتونستی پیداکنی

چ:چه ربطی داره

ریووک به چانگمین توجه نکرد

ر:خوب من باهاشون حرف میزنم و راجبه تو بهشون میگم ...ریووک از جا بلند شد و قبل رفتن رو به چانگمین گفت:راستی تو چانگمین... خیلی بچه ای

و بعد یه نگاه خونسرد به چانگمین انداخت وبه  سمت میزای دیگه برای سفارش گرفتن رفت

چانگمین برای ریووک زبون دارزی کرد و به کیو غرق در فکر نگاه کرد

چ:آفرین خیلی زرنگی خوشم اومد کارت خوب بود...چانگمین با هیجان در حالی که با چشمای درشت شده اش به کیو زل زده بود گفت

از اینکه چانگمین خودش خود به خود فهمیده بود نقشه ام چیه مغزم هنگ کرده بود...

باید تا موقعی که ریووک با اونا حرف میزد منتظر میموندم...

 


پ

آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :